بهشت ها برای تو آفریده شده اند و درختان برای اینکه سایبان تو باشند
سر از خاک بر می آورند. خاک ها از اینکه پای بوس تو اند به سر افرازترین قله ها
فخر می فروشند و قله ها در برابر تو یک دره دورافتاده و حقیرند.
آینه ها برای دیدن تو چون آب جاری میشوند و گل ها به شوق
همسایه بودن با تو خشبوترین جامه هایشان را بر تن میکنند. من خودم دیده ام که آسمان
هر روز برای بوسیدن دست های تو پایین می آید. من هزار جزیره ی تنها را در گیسوان تو
کشف کرده ام و هزار خورشید زیبا را در چشمان تو و بی شمار نسیم شیدا را در نفس های تو.
تو را از"دوستت دارم"آفریده اند و با مهتاب و عشق به هم آمیخته اند.
نامت از گیاه و شبنم و پاکی مریم مشهورتر است.
ای لطیف تر از رویاهای نوجوانی من!اگر جوانه های انار بر انگشتان ترد تو نرویند چراغ های
بهشت خاموش میشوند و اگر تو نباشی هیچ کس شاعر نمیشود و ستاره ها در کنج کهکشان
می پوسند و فرو می افتند.
ای تازه ترین پنجره برای تماشا!در کنار تو میتوان از رشته های باران شال سبزی بافت
و بر دوش فردا انداخت و چنان عاشق بود که همه ی سنگ ها به رود بدل شوند.
(اثر مهدیزاده)
"تقدیم به روح پاک مادرم"

