عبرت
مریم بزرگ بانویی بود که عیسی را در دامان پروراند!
عیسی روح الله را!و سمیه گلی بود که با صد نه گفتن یک آری گفتن خود را جاودانه ساخت!
نمی گویم مریم باش!
می گویم خود را بشناس!نمی گویم کودک تو باید عیسی باشد!
می گویم تو نیز می توانی عیسی گونه ای را در دامان بپرورانی!
نمی گویم تو نیز سمیه شو!
بلکه تو نیز شانه به شانه یاسر ها و عمارهای امروز
در همه جا حاضر شو و مردانه به ظلم نه بگو!
تو نیز می توانی سمیه گونه باشی،مریم گونه باشی!
چرا که آن ها نیز زن بودند و تو نیز زن هستی!
و کاش می دانستی
که چقدر بزرگ و مقدسی!
اگر می دانستی جایگاهت کجاست!قطعا سکوت نمی کردی!و
فریاد میکردی بودنت را!
اگر می دانستی چقدر بزرگی حقارت را تحمل نمی کردی!
و از موجودیت خویش چنان بر سنگ ها و کوه ها
می نگاشتی که تا ابد بودنت را زمزمه کنند.
















